جامعه فارغ از مدرسه


«آموزش و پرورش كه مقصود از آن شكوفايى استعداد هاى فردى بود امروز مغلوب خصايص فرعى خود مانند ترقى اجتماعى و كسب مشاغل خوب شده است. آموزش امروز داراى خصلتى سرمايه دارانه است؛ كسى كه آن را بيشتر متراكم كرده باشد بهره مادى بيشترى مى برد. آموزش امروز داراى خصلتى ديوانسالارانه است؛ به خدمت دستگاهى درمى آيد كه در اصل آن دستگاه را براى خدمت به خود ساخته بود.» در اوايل دهه ۱۹۷۰ ايوان ايليچ با طرح انديشه هاى انتقادى و انقلابى خود درباره آموزش و پرورش شهره آفاق شد و در مجامع دانشگاهى و تربيتى جنجال  برانگيخت. نظريه تربيتى او در كشور هاى در حال توسعه طرفداران زيادى پيدا كرد.
ايليچ معتقد بود مدارس با ساختار و عملكرد موجودشان نقشى جز نهادى كردن نابرابرى هاى اجتماعى ندارند. لبه تيز انتقادات ايليچ متوجه توسعه اقتصادى نوين است كه به نظر او طى فرآيند آن مردمان سابقاً خودكفا از مهارت هاى سنتى شان خلع يد شده اند. او نيز مثل بولز وجين تيس گسترش آموزش و پرورش مدرسه اى را با نيا ز هاى توسعه اقتصادى به انضباط و سلسله مراتب اجتماعى مرتبط تلقى مى كند. ايليچ معتقد است مدرسه براى چهار وظيفه اصلى توسعه پيدا كرده است: مواظبت اجبارى، توزيع مردم به نقش هاى شغلى، يادگيرى ارزش هاى مسلط، كسب دانش و مهارت هاى مورد پسند اجتماعى. به نظر او مدرسه يك سازمان اجبارى يا بازداشتگاه است زيرا حضور در آن اجبارى است و كودكان در سال هاى بين طفوليت و ورود به بازار كار در آنجا نگهدارى و مراقبت مى شوند.
ايليچ مدرسه را نهادى مى داند كه آداب و رسوم ورود به جامعه مصرفى را به كودكان مى آموزد بدين لحاظ مى توان اين نهاد را صنعت توليد مصرف كننده دانست كه شكوفايى اقتصاد جامعه بدان وابسته است به همين خاطر صنعت آموزش بى گفت وگو بزرگ ترين كارفرماى جهان امروز است. او مدرسه را مكانى مى شناسد كه انسان هايى در سنين معين در آن اجبار دارند به گرد معلم جمع شوند و برنامه درسى مقرر شده اى را دنبال كنند. پس ورود به مدرسه با سه قيد همراه است: قيد سنى، قيد حضور اجبارى و قيد دنبال كردن برنامه اى كه در واقع نقش دانش استاندارد شده را بازى مى كند و بيرون از آن هر نوع كسب دانشى به رسميت شناخته نمى شود.
ايليچ مى گويد ما بى آنكه فكر كرده باشيم سه اصل را به عنوان اصول بديهى پذيرفته ايم: اول، بچه  ها بايد به مدرسه بروند دوم، بچه ها حتماً در مدرسه چيزى ياد مى گيرند و سوم، تنها جايى كه مى تواند آموزش بدهد مدرسه است و اين منتهاى ناخودآگاه يا اوج مسموميت توسط ايدئولوژى مدرسه است و در جايى ديگر اشاره مى كند تمامى قدرت مدرسه بر اين اصل متكى است كه آموزش مترادف بلع (خوردن) برنامه هاى درسى است. مدرسه هيچ آموزش ديگرى را به رسميت نمى شناسد و به عنوان يك نهاد انحصار توزيع دانش را به خود اختصاص داده است. براساس اين منطق مدرسه مجبور است هر نوع آموزش خارج از مدرسه را غيررسمى نشان دهد. براى اينكه اين انحصار در زندگى اجتماعى به كرسى نشانده شود جامعه متكى به مدرسه، دپيلم و مدرك رسمى را يگانه ضابطه كسب دانش و مترادف احراز صلاحيت شناخته است.
ايليچ كار مدرسه را فروش برنامه هاى درسى بسته بندى شده مى داند. به نظر او آموختن دانش بهانه اى بيش نيست، هدف اصلى توليد افرادى است كه به درد جامعه بخورند و همه نهاد هاى مستقر را ابدى سازند و در تركيب طبقات اجتماعى تغييرى به وجود نياورند. ايليچ معتقد است تدريس مدرسه اى در تمام جهان مزاحم آموزش واقعى است چرا كه به همه قبولانده است كه آموزش جز از راه مدرسه ميسر نيست. او برنامه درسى از خود بيگانگى را شرط آمادگى براى زندگى قرار داده است. كودكى كه به برنامه درسى خو گرفت ديگر جرات ندارد متكى به خود باشد و با استقلال تمام رشد كند. آموزش از راه برنامه هاى درسى در واقع كنار گذاشتن هر نوع مسئوليت شخصى در راه رشد خويش است، استعفاى فكرى انسان در مقابل هيولاى برنامه درسى تحصيلى.
ايليچ تقريباً تمام جوانب نظام آموزش مدرسه اى را زير سئوال مى برد و معتقد است مدرسه يكى از چند نهادى است كه آزادى هاى فردى را محدود مى سازد. از اين رو معتقد به آزادسازى آموزش و پرورش از قيد مدرسه است. به همين دليل مبلغ مدرسه زدايى از جامعه است و بر جامعه فارغ از مدرسه تاكيد مى كند.
ايليچ البته مخالف تمام اشكال آموزش نيست. او معتقد است تعليم و تربيت مسئوليت هاى فردى اند؛ كسى كه درس مى دهد و يا درس مى  گيرد بايد احساس مسئوليت فردى كند نه اينكه براى انجام وظيفه ادارى يا دستيابى به مدرك هر برنامه تحميل شده اى را بخورد يا بخوراند. تنها با بازيافتن اين احساس مسئوليت است كه مى  توان به از خود بيگانگى پايان داد. سرانجام ايليچ معتقد است نظام آموزش و پرورش جديد و نوين كه به جاى مدارس كنونى مى نشيند بايد داراى سه شرط يا اهداف زير باشد:
۱- بايد براى تمام كسانى كه قصد يادگيرى دارند فرصت مناسب فراهم آورد و در تمام مراحل زندگى منابع آموزش در اختيار آنان قرار دهد.
۲- اين نظام بايد به كسانى كه مى خواهند آگاهى هاى خود را با ديگران در ميان گذارند كمك كند تا كسانى را بيابند كه درصدد يادگيرى هستند.
۳- ايليچ به جاى مدارس انواع گوناگون چارچوب هاى آموزشى را پيشنهاد مى كند كه به موجب آن منابع آموزشى براى يادگيرى در كتابخانه ها و آزمايشگاه ها و بانك هاى ذخيره اطلاعات نگهدارى مى شوند.
۴- شبكه هاى ارتباطى براى فراهم آوردن اطلاعات درباره مهارت ها و معلوماتى كه افراد مختلف دارند ايجاد مى شود تا كسانى كه مى خواهند دانش و مهارت خود را به ديگران بياموزند به كسانى كه خواهان آن هستند معرفى شوند.

چكيده طر ح پژوهشي

به نام خدا

چكيده طر ح پژوهشي

    1. عنوان : بررسي مشكلات به كارگيري روش‌هاي فعال تدريس توسط معلمان دوره ابتدايي شهرستان شهرضا در سال تحصيلي 84-83

      پژوهشگر : سيد شهرام اسدي

      ناظر : محمد حسين سبحاني‌نيا

    2. مقدمه :

      از زماني كه تعليم و تربيت رسمي شكل گرفت ، افرادي به عنوان معلم ، افرادي ديگر به عنوان دانش آموز و مكاني به عنوان كلاس آموزشي تعيين شد . از آن زمان ، عده اي مطالبي را به دانش آموزان آموزش مي دادند كه نوع روش تدريس آن ها بيشتر به مطالب آموزشي بستگي داشت . برخي فنون و مطالب به شكل عملي آموخته مي شد كه در حقيقت به كارگيري روش تدريس فعال بود ، برخي مطالب نيز به شيوه حفظي و تمرين و تكرار آموخته مي شد كه در حقيقت به كارگيري روش تدريس غير فعال بود ، اين دو شيوه از دو نوع طرز تفكر نشأت مي گرفت. يكي آن كه بر اساس آن معتقد بودند ذهن انسان همانند لوح سفيدي است كه در بدو تولد نقشي در آن وجود نداشته و از محيط متأثر مي شود و نقش مي پذيرد و مي تواند از اطلاعات و معلومات انباشته شود . بر اين اساس ، مهمترين امتياز كودكان بر يكديگر ، داشتن قوه حافظه ي قوي و جذب مطالب و حقايق بود (مشكلاني ، 1376) .

      نوع ديگري از طرز تفكر اينست كه ذهن به عنوان منبعي فعال است و هر نقش ، اطلاعات و معلومات را به همان شكل كه از محيط مي گيرد ، در خود جاي نمي دهد . ذهن موجودي فعال است ، مطلب را مي‌گيرد ، تجــزيه و تحليل مي كند و در واقــع انبار ذخيره اطلاعات نيست (دان هيل ،1995).

      روش تدريس مورد تأكيد دو نوع طرز تفكر نيز ، متفاوت است . روش تدريس مورد تأكيد در طرز تفكر نوع اول ، روش تدريس منفعل است ، دانش آموزان فقط به گوش كردن مطالب مي پردازند يا مطلبي را حفظ مي كنند . روش تدريس مورد تأكيد در طرز تفكر دوم ، مي‌تواند فعال باشد ، يعني دانش آموزان در جريان آموزش ، نقش فعالي خواهند داشت و كارشان صرفاً حفظ كردن و يا به خاطر سپردن اطلاعات و معلومات نيست ، بلكه از قدرت تجزيه و تحليل برخوردار هستند( مشكلاني ، 1376) .

      در روند تعليم و تربيت ، روش هاي فعال تدريس به منزله ابزارهاي كار معلمان تلقي مي گردند ، هر اندازه كه با روش هاي متفاوت آشنا باشيم ابزارهاي متعددي را در اختيار خواهيم داشت . توسط اين ابزارهاست كه مي توان محتوا و مواد دلخواه را با توجه به عامل زمان و مكان در اختيار دانش آموزان قرار داد ( قورچيان ، 1379) .

      روش هاي فعال تدريس جزو مهارت‌هاي حرفه اي معلمان محسوب مي شود و هنر معلم در كيفيت انتخاب و اجراي آن هاست . از آنجا كه اطلاعات و توانايي هاي افراد متفاوت است ،‌نحوه يادگيري و چگونگي آموزش آن ها نيز متفاوت خواهد بود .به اين سبب ، معلمان بايد به روش هاي گوناگون تدريس مجهز باشند تا بتوانند بر اساس توانايي فراگيران خود ، تدريس مطلوبي را ارائه دهند . امروزه روش هاي فعال تدريسي كه بتواند فعاليت هاي دانش آموزان را تقويت و يادگيري را به يك جريان دو سويه تبديل كند ، از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد . حاصل روش هاي فعال تدريس ، يادگيري اثر بخش و اكتشافي است كه دانش آموزان با راهنمايي معلم به آن دست مي يابند . ولي متأسفانه امروزه اغلب فرآيندهاي آموزشي ، آثار و اهداف مورد نظر يادگيري را به دست نمي‌آورند و كلاس محل تكثير دانش و اطلاعات مي شود و معلم مي كوشد كليه مفاهيم را در ذهن دانش آموزان انبار كند و خلاقيت ، نوآوري و رشد استعدادهاي آنان را ناديده بگيرد كه چنين يادگيري نيز پايدار نخواهد ماند (فضلي خاني ، 1378).

    3. هدف پژوهش :

      بررسي مشكلات به كارگيري روش هاي فعال تدريس استقرايي، بديعه‌پردازي ، دريافت مفهوم ،‌ايفاي نقش و ياران در يادگيري توسط معلمان دوره ابتدايي شهرستان شهرضا

    4. سؤالهاي پژوهش :

  1. به چه ميزان عدم آشنايي معلمان با دانش استفاده از روش هاي آموزش فعال مانع به كارگيري اين روش‌ها مي‌شود ؟

  2. به چه ميزان مسائل مربوط به دانش محتوا و دانش آموزش مرتبط با محتوا موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

  3. به چه ميزان مسائل مربوط به انتخاب اهداف آموزشي موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

  4. به چه ميزان مسائل مربوط به ارزيابي يادگيري دانش آموزان موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي‌شود ؟

  5. به چه ميزان عدم استفاده از طراحي آموزشي مانع به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي شود؟

  6. مشكلات مربوط به يادگيرنده

  7. به چه ميزان مسائل مربوط به تعامل دانش آموزان با يكديگر موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي‌شود ؟

  8. به چه ميزان ويژگي هاي گروه سني دانش آموزان موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

  9. به چه ميزان سطوح متفاوت مهارت دانش آموزان موجب عدم به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

مشكلات مربوط به برنامه ريز

  1. به چه ميزان حجم زياد كتب درسي مانع استفاده از روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

10-به چه ميزان كمبود وقت مانع استفاده از روش هاي فعال تدريس مي شود ؟

11-به چه ميزان فقدان نظارت و راهنمايي مناسب در مدرسه مانع استفاده از روش‌هاي فعال تدريس مي شود ؟

مشكلات مربـوط به كلاس درس

12- به چه ميزان كمبود منابع و مواد آموزشي مانع به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي‌شود؟

13- به چه ميــزان چيــدمان كلاس درس مــانع به كارگيـــري روش هاي فعـــال تدريس مي‌شود؟

14- به چه ميزان تعداد دانش آموزان كلاس مانع به كارگيري روش هاي فعال تدريس مي‌شود؟

15- آيا بين ديدگاه معلمان از نظر جنسيت ، مدرك تحصيلي ، پايه تدريس، سنوات خدمت و محل خدمت (شهر ـ روستا ) در خصوص مشكلات به كارگيري روش‌هاي فعال تدريس در سطوح مشكلات مربوط به ياددهنده و مشكلات مربوط به يادگيرنده تفاوت وجود دارد ؟

5- متغيرهاي پژوهش:

در اين تحقيق روش‌هاي فعال تدريس ، مشكلات مربوط به معلمان ، مشكلات مربوط به دانش‌آموزان ، مشكلات مربوط به كلاس درس و مشكلات مربوط به برنامه‌ريزي بعنوان متغير مورد بررسي قرار گرفت.

6- جامعه ، نمونه‌آماري و روش‌هاي نمونه‌گيري :

جامعه آماري را كليه كلاس‌هاي دوره ابتدايي شهرستان شهرضا در پايه‌هاي مختلف در سال تحصيلي 84-83 همراه با آموزگاران كلاس‌ها و مديران مدارس تشكيل مي‌دهند. 20 درصد كلاس‌هاي تشكيل دهنده جامعه آماري نيز (105 كلاس) همراه با آموزگار هر كلاس و مديران مدارس حجم نمونه آماري را تشكيل كه با روش‌هاي نمونه‌گيري طبقه‌اي متناسب با حجم و تصادفي ساده انتخاب شدند.

7- ابزار جمع‌آوري و روش تجزيه و تحليل داده‌ها :

در اين پژوهش روش جمع‌آوري داده‌ها به صورت ميداني مي‌باشد. در روش ميداني از مشاهده مستقيم، پرسشنامه و مصاحبه نيمه هدايت شده استفاده گرديد. به عبارت ديگر براي دستيابي به مشكلاتي كه معلمان جهت استفاده از روش‌هاي فعال تدريس دارند (مشكلات مربوط به ياددهنده ، مشكلات مربوط به يادگيرنده ، مشكلات مربوط به برنامه ريز ، مشكلات مربوط به كلاس درس ) از مشاهده، پرسشنامه محقق ساخته و مصـــاحبه نيمه‌هدايت شده استفاده شد. جهت تجزيه و تحليل داده‌ها از آمار توصيفي و استنباطي استفاده شد .

8- روش پژوهش :

در اين تحقيق از روش توصيفي از نوع پيمايشي استفاده شد

9- بخشي از يافته‌هاي پژوهش :

نتايج نشان مي‌دهد عدم آشنايي معلمان با دانش استفاده از روش‌هاي آموزش فعال باميانگين 40/3 ، مسايل مربوط به دانش محتوا و دانش آموزش مرتبــط با محتوا با ميانگين 47/3 ، مسايل مربوط به انتخاب اهداف آموزشي با ميانگين 51/3 ، مسايل مربوط به ارزيابي يادگيري دانش‌آموزان با ميانگين 06/4 ، عدم استفاده از طراحي آموزشي با ميانگين 96/3، مسايل مربوط به تعامل دانش آموزان با يكديگر با ميانگين 52/3 ، ويژگي‌هاي گروه سني دانش‌آموزان با ميانگين 59/3 و سطوح متفاوت مهارت آنها با ميانگين 51/3 بيش از سطح متوسط موجب عدم به كارگيري روش‌هاي فعال تدريس شده است. بين نظرات معلمان و مديران در خصوص عدم آشنايي معلمان با دانش‌ استفاده از روش‌هاي آموزش فعال ، مسايل مربوط به انتخاب اهداف آموزش ، عدم استفاده از طراحي آموزشي و مسائل مربوط به تعامل دانش‌آموزان تفاوت وجود دارد. به عبارت ديگر معلمان مسايل فوق را با ميانگين بالاتر نسبت به مديران ارزيابي كرده‌اند .

مشكلاتي مانند كمبود وقت، فقدان نظارت و راهنمايي مناسب، كمبود مواد آموزشي، چيدمان كلاس، تراكم و وجود دانش‌آموزان فراگير(نيمه بينا، نيمه شنوا، معلول جسمي- حركتي، كم توان ذهني) نيز از جمله مسايلي هستند كه مانع به كارگيري مناسب روش‌هاي فعال تدريس شده‌اند.

بين نظر معلمان مرد و زن در خصوص مشكلات مربوط به انتخاب اهداف آموزشي، ويژگيهاي گروه سني دانش‌آموزان و سطوح متفاوت مهارت آنها تفاوت وجود دارد. به عبارت ديگر ميانگين نمرات معلمان مرد بالاتر از معلمان زن بوده است. بين نظرات معلمان نيز در خصوص عدم آشنايي معلمان با دانش استفاده از روش‌هاي آموزش فعال ، مسايل مربوط به دانش محتوا و دانش آموزش مرتبط با محتوا، مسايل مربوط به انتخاب اهداف آموزشي، مسائل مربوط به تعامل، ويژگي‌هاي گروه سني و سطوح متفاوت مهارت دانش‌آموزان باتوجه به مدرك تحصيلي تفاوت وجود دارد.

بين نظر معلمان نيز با توجه به پايه تدريس، سنوات و محل خدمت در خصوص تعدادي از مشكلات بكارگيري روش‌هاي فعال تدريس تفاوت وجود دارد.

10- بخشي از پيشنهادها :

  • بر اساس يافته‌هاي تحقيق نظر به اينكه مشكلات مربوط به ياددهنده(عدم آشنايي معلمان با دانش استفاده از روش‌هاي آموزش فعال-مسايل مربوط به دانش محتوا و دانش آموزش مرتبط با محتوا-مسايل مربوط به انتخاب اهداف آموزشي-مسايل مربوط به ارزيابي يادگيري دانش‌آموزان-عدم استفاده از طراحي آموزشي)و مشكلات مربوط به يادگيرنده(مسايل مربوط به تعامل دانش‌آموزان با يكديگر-ويژگي‌هاي گروه سني دانش‌آموزان-سطوح متفاوت دانش‌آموزان)از جمله موانع به كارگيري روش‌هاي فعال تدريس مي‌باشد،بنابراين لازم است مدرسان،مديران و معلمان با استفاده از نظر متخصصان جهت رفع هر يك از مشكلات فوق برنامه‌ها و فعاليت‌هايي را تدارك ببينند.

  • با توجه به تغييرات اساسي كتب(بخوانيم-بنويسيم،هديه‌هاي آسمان،علوم تجربي و تربيت بدني)لازم است در حجم كتب،محتوا و مفاهيم و زمان مورد نياز براي تدريس هفتگي جهت استفاده بهينه از روش‌هاي فعال،ساماندهي مجدد به عمل آيد.

  • پيش‌بيني و تربيت مدرس روش فعال تدريس خاص دوره ابتدايي.

  • تهيه كتب راهنما در زمينه راهنمايي معلمان براي استفاده بهينه از روش‌هاي فعال تدريس و وسايل و تجهيزات آموزشي.

  • انتشار نتايج تحقيقات مربوط به اثر بخشي روش‌هاي فعال تدريس به صورت كاربردي و ارسال آن به مدارس.

  • امروزه روش‌هاي فعال تدريس و استفاده بهينه از آنها در كلاس درس،حيطه كار معلم را وسيع‌تر كرده است و او را از حالت صرف انتقال دانش و معلومات خارج مي‌كند و او را به مثابه راهنما و هدايت كننده جريان يادگيري مبدل مي‌كند.از اين رو توصيه مي‌شود در برنامه‌هاي درسي تربيت معلم،آموزش‌هاي ضمن خدمت فرهنگيان به دروس كليات و روشهاي تدريس و توليد و كاربرد مواد آموزشي بهاي بيشتري داده شود و آموزش‌هاي عملي در اين زمينه به يادگيرندگان داده شود و در تدريس اين دروس تنها به قسمت نظري و عناوين اكتفا نشود.

  • آماده كردن معلمان كنوني نظام آموزشي براي استفاده از روش‌هاي فعال تدريس در فرايند ياددهي و يادگيري به صورت دوره‌هاي بلند مدت و كوتاه مدت ضرورت دارد.

  • از آنجا كه معلمان راهنما در دوره ابتدايي نقش مهمي دارند،ضروري است،يك دوره كارآموزي براي آنها تدارك ديده شود تا نظارت آموزشي خود را بر اساس روش‌هاي فعال تدريس اعمال كنند.

دبستان غير انتفاعي دانایان

 اين واحد آموزشي اولين دبستان غير انتفاعي در شهرستان شهرضا مي باشد كه توسط كادر آموزشي مجرب وهئيت موسس توانا اداره مي شود. سعي گرديده آموزش در اين دبستان بر اساس آخرين دستاوردهاي تعليم وتربيت و با تاكيد بر روش هاي فعال تدريس انجام گيرد. استفاده از كار گاههاي خلاقيت؛فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه؛فعاليتهاي خارج از كلاس؛ارزشيابي مستمر به معناي واقعي؛ای سی تی ویژه دانش آموزان واستفاده از روشهای بارش مغزی وبدیعه پردازی با رعایت رویکردهای کتب جدید التالف مورد تاکید می باشد. 

افتتاح وبلاگ

 

با عرض سلام به وبلاگ دبستان غیر انتفاعی دانایان شهرضا خوش آمدید